سلاموبعد از سالهاااااااااااا
واي نميدونين دلم واستون تنگ شده بوووووووود.اصن حوصله تايپ ندارمD:
بعدن ميام
مال ماستا!
واي نميدونين دلم واستون تنگ شده بوووووووود.اصن حوصله تايپ ندارمD:
بعدن ميام
من تينام.خيلي دلم براي همتون تنگ شده/نشده(هر كدوم كه دلتون مي خواد)خببببب از بيكاريتون چه خبر؟؟؟راستشو بگم خيلي دلم ميخواد دوباره مدرسه ها وا شن.تا حالا تابستوني به اين مزخرفي نداشتم.واقعا بدترين لحظات زندگي داره اتفاق مي افته.دلم براي خيلي از اتفاقات تنگ شده.تصور كنين در طول 5 سال گذشته دلم مي خواست مدرسه زودتر تموم شه اونوقت تابستونش خيلي بهم خوش مي گذشت حالا اين اول راهنمايي هم خيلي خوب بود يعني عالي بود زود تموم شد تابستونشم گنده ،دلم مي خواد دوباره مدرسه ها باز شه كه هم خوش بگذره و هم مي خوام خيلي خوب درس بخونم. من تا الان خيلي از درس بدم مي اومد ما الان دلم مي خواد به چشم يه چيز خوب نيگاش كنم كه باهاش راحت باشم و همه بهم افتخار كنن.خدايا،خيلي بهم كمك كن.شما هم برام دعا كنين.
پ.ن هم خودتون تصور كنين نوشتم!
باي باي!!!!!
D: :-*
بعد از مدتها وسط امتحانات خرداد اومدیم آپ،تعجب نکن ما وب گردی از نوع ول گردی توی اینترت نمی کنیم،فقط فردا امتحان زبان داریم،می دونم که هیچکدومتون نیستید اما من کار خودمو می کنم!
توی یک کلاس خلوت ----------------------------- دو تا دانشجو اسیرن
دو تا بد شانس، دو تا تنها ------------------------ یکیشون تو یکیشون من
قلب استاد مثل سنگه ---------------------------- سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی ------------------------------- به لبای خستۀ ما
چشم استاد شده خیره -------------------------- مراقب آخرِ گیره
ناز از ترس نگاشون ------------------------------- کم کَمَک داره میمیره
نمیتونیم که بجنبیم----------------------------- پیش این استاد کافر
10 گرفتن من و تو --------------------------------- قصه هست قصّۀ آخر
همیشه فاصله بوده ------------------------------- بین برگای من و تو
با همین تلخی گذشته --------------------------- امتحانای من و تو
راه دوری بین ما نیس ----------------------------- اما باز اینم زیاده
تنها امید من و تو --------------------------------- این مراقب جواده
کاش میشد برگه عوض کرد --------------------- کاش میشد تقلّبی کرد
کاش میشد از جایی دید زد --------------------- روی برگ خود کپی کرد
ما باید با هم بشینیم ----------------------------- اگه میخوایم که نیفتیم
واسه ما جدایی مرگه ----------------------------- تا جدا بشیم میافتیم
کاشکی جاهامون عوض بشه -------------------- من و تو با هم بشینیم
توی یک فرصت ویژه ------------------------------- برگای همو ببینیم
شاید اونجا واسۀ ما ------------------------------ دیگه گیر بازار نباشه
خیلی خوبه اگه با ما ------------------------------ جاسوس و رادار نباشه
اینجای شعر که رسیدم -------------------------- از نوشتن دست کشیدم
سرمو بالا اُوردم ----------------------------------- یهو مراقبو دیدم
بجای حلِ مسائل --------------------------------- این اراجیفو نوشتی
راستی خوی شد که به سرعت ------------------ از توی خواب پریدم
چونکه از ترس مراقب ----------------------------- خودمو قهوهای دیدم
کاش میشد حتی توی خواب ------------------- من و تو یک 10 بگیریم
اون وقت از خوشحالی محض -------------------- تو آغوش هم بمیریم
:D
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك
زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند.
يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط:
اول
از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام
ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و
نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش
ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي
ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه
زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي
ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني
"ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام
ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز
تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
بلوغ:
زنان
بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند
يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر
برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران
دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.
فيلم كمدي:
فرض
كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي
شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن
است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و
شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط:
مردها
زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه"
استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي"
ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده،
رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك
شكلك در انتها آن ميكشد.
حمام:
يك
مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح،
خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور
متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را
شناسايي كند.
خواروبار:
يك
زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به
فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب
زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر
برسر مي خرد.
بيرون رفتن:
وقتي
مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است.
وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي
آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه:
مردها
خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند،
آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره
هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن:
مردان
تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به
ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم
باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه
ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
آدرس يابي:
وقتي
يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه
توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به
نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو
ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه
بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا
فروشي رو ميشناسم."
پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند:
يك
زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال،
دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها
و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال
هم در خانه زندگي ميكنند.
لباس شيك پوشيدن:
يك
زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و
گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا
مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن لباسها:
زنان
هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در
كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه
لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از
لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
عروسي:
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي."
اسباب بازي:
دختران
كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان
را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا
رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند.
نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك،
تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني
هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و
حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل و گياه:
يك
زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب
ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد.
كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر
سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل
و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند،
همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز:
وقتي
صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و
مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را
دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول:
يك
مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن
1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
هیچکدوم از دوستای پارسالممممممم نتبریکیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گلنار!!!!!!!!!!
به من میگی مثبت؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
برو از کیمیا بپرس
راستی تولد ت یعنی یکی از تامی هاست!!!!
حوصله داشتم چن تا عکس می ذارم
سال نو مبارک
ولی.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تولد تینا
خبببببب
بگم که کلی جو گیر شدم
راستی کلی هم عیدی جمیدم
پ.ن:روز اول 365 تومن عیدی
روز دوم 20 تومن بن فوروشگاه شهروند و 1000 تومن بزوووووووور از خواهرم
روز سوم:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روز چهارم:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روزپنجم:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روز شیشم:کادو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آره بابا کادو گرفتم
شب روز شیشم:50 تومن عیدی از دایی 50 توم تولد برام کیکم گرفته بودن من خیلی خجالت کشیدم چون وقتی زنگ زدن که بیاین من داد زدم ......................
:دی !
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگيره جاخالي ميدم بخوري زمين حالت بگيره.
هنرپيشه مرحوم سينما ؟الف) رضا ژيان
ب) رضا ماکسيما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" ؟الف) نعمت الله گرجي
ب) نعمت الله ساقه طلايي
ک) نعمت الله شيرين عسل
ش) نعمت الله مينو
بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟الف) پارسا پيروزفر
ب) فارسا فيروزپر
ک) پارسا پيروزپر
ش) فارسا فيروزفر
تست های ورزشی
کشتي گير گردن کلفت ايران ؟الف) عباس جديديب) عباس قديميک) عباس نيوش) عباس آپ تو ديت تيم فوتبال آباداني ؟الف) نفت آبادانب) بنزين آبادانک) گازوئيل آبادانش) استقلال اهواز باشگاه انگليسي ؟الف) ميدلزبروب) ميدلزبياک) ميدلزبودي حالاش) ميدلزپاشو برو گمشو بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟الف) حسن صالح حميدزيچب) حميد صالح حسنزيچک) حسن حميد صالحزيچش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟ دروازه بان انگليس در جام جهاني ١٩٩٨ فرانسه ؟الف) ديويد سيمنب) ديويد سيمثقالک) ديويد سيگرمش) ديويد سيتن مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟الف) اندي کولب) اندي سرشانهک) اندي پشت بازوش) اندي مرسي هيکل مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟الف) دنيس برگکمپب) دنيس اروينک) دنيس وايزش) دنيس تريکو ریاضی مساحت دايره چقدر است ؟الف) ٢ مترب) ٥/٢ مترک) بيشترهش) صبر کن بپرسم ادبیات فارسی در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟"بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده"الف) ايهامب) صنعت نفتک) صنعت پتروشيميش) صنعت آبکش سازي شاعر قرن ده دوازده؟الف) هاتف اصفهانيب) ابي اصفهانيک) اندي اصفهانيش) سياوش قميشي اصفهاني نويسنده "منطق الطير" کدام شاعر است ؟ الف) عطار نيشابوري ب) نجار نيشابوري ک) سمسار نيشابوري ش) کوپن فروش نيشابوري فیزیک يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟الف) عدسيب) کاچيک) فرنيش) لوبيا با دوغ کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟الف) نيوتنب) کيلوگرمک) متر بر مجذور ثانيهش) نيترات مس سرعت نور چقدر است ؟الف) خوب استب) بد نيستک) شما چطوري ؟ش) چه خبر ؟ دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟الف) تامسونب) واشنگتنيک) بميش) شهسواري شاخه اي از علم فيزيک ؟ الف) مکانيک ب) باطري ساز ک) بوسترساز ش) کمک فنرساز شیمی يکي از اشکال ماده ؟ الف) گاز ب) يخچال ک) بخاري ش) ماشين ظرف شويي نام ديگر اسيد فرميک ؟ الف) جوهر مورچه ب) جوهر مورچه خوار ک) جوهر پلنگ صورتي ش) جوهر سرندي پيتي نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟ الف) فرعون (فرئون) ب) نمرود ک) ابرهه ش) خسرو پرويز نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و ... ؟ الف) گازهاي نجيب ب) گازهاي سر به زير ک) گازهاي باوقار ش) کلا بچه هاي خوبي هستنباز فصل گل و سبزه آغاز شده
بلبل به چمــــن قافیه پرداز شده
شیرینی و آجـــیل دوچندان شده
در سفره عیــــد باب دنـدان شده
چشمان مـرا بین چه گریان شده
این در اثر کم لطفی دوستان شده
(( اثر استاد خودم ))
هر چی باشه عید شروع شده و همه به دید و باز دید همدیگه میرند . خوب برای هر چه بهتر انجام شدن دید و بازدید یا همون مهمانی رفتن یک سری آموزشهای نیاز هست که مخصوص اصفهانی هاست یعنی تو اصفهان بیشتر کار برد داره !!! ولی بقیه هم میتونند استفاده کنند !!!
(( من این ها را از روی تجربه و از این چرت پرت ها نوشتم ))![]()
قبل از حرکت حتمآ تلفن بزنید . (( چون اگه بدونند دارید می یاید حتمآ فرار میکنند ))![]()
اگه که تلفن کردید بگید که : " یه تُکه پا می یایم تا یه تبریکی بگیم و قصد موندن هم به هیچ عنوان نداریم " (( رو هیچ عنوان تکید کنید ))![]()
برای تلفن زدن هم سعی کنید با تلفن همراه از 2 قدمی خونه طرف که می خواهید رو سرش خراب شین تماس بگیرید تا فرصت هرگونه عکس العملی را از او بگیرید !!!![]()
برای این که مهمونی بیشتر بهتون حال بده
باید دقت لازم را داشته باشید که با شکم خالی به مهمونی برید . برای همین
کار ، مصرف یکی دو قاشق روغن (( کرچک )) هم توصیه میشه .![]()
------- ++ حالا فرض کنید که توی خونه میزبان هستید ++-------
به جای این که سر خودتون را با هله ،
هوله گرم کنید یه راست برید سر اصل مطلب مثلآ چای و شربت و ... و اینا را
بیخیال شید و برید طرف پسته و موز و ... اینا !!!![]()
در حین نوش جان کردن مخلفات بالا درباره سنت زیبای میهمان نوازی تا میتونید از هر دری صحبت کنید و از فوایدش بگید !!!! (( تعریف دائم از دست و دلبازی میزبان نیز یادتون نره )) !!!![]()
وقتی که نوبت غذا مـــــیل کردن رسید از
خوردن هر گونه سالاد_مالاد و هر گونه چرت و پرتی که موجب به پر شدن بی
هوده شکم میشه پرهیز کنید !!! و یه راست برید سراق مرغ
و ماهی و گوشت و کباب و ... !!!
مثل دفعه قبل هرچی از دست پخت خانم خونه بیشتر تعریف کنید بهتره
!!! . مخصوصآ تا میتونید از روش درست کردن سالاد و ترشی بپرسید !! (( حتمآ جواب میده !!! ))
بعد از کوفت کردن غذا چرتکی بزنید تا مراحل هضم غذا در آرامش هر چه کاملتر صورت پزیرد !!!
حالا دیگه موقع برگشتنه اگه میزبان کت شما را به زور در اورد که چه بهتر ، شما هم ( کنگر بخورید لنگر بندازید ) چند وقتی را اونجا افتادید !!!
در پایان کار هم یه 1000_2000 تومنی
به بروبچ میزبان بدید تا روی دوباره برگشتن را داشته باشید !!! به هر حال چشم به هم بزنید عید سال دیگه هم رسیده !!!
ولی هرگز یادتون نره هر رفتنی یه برگشتی هم داره !!!![]()
رمز بقیه شو هر کی می خواد بگه!
عکسا بترتیبه.
مثلا نیکبختیان داشته نه نافذ داشته قرآن می خونده،یه بنده خدای از همه جا بی خبر شوت کردنش می گیره
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعدش همه جا سوخته می شه!
بزارید براتون بگم:
آره:خودت می دونید
نه:ایظا جواب بالا!
آره نه:اولش بودم بعد دیگه نیومدم
نه آره:اولش نبودم بعدش اومدم
آره تقریبا:دبیرستانی
شاید:اوایل
نمی دونم:به راهنمایی نریسیدید!
گرفتید!!!!
نهآ
نه
یا طرفتدار نداشت؟!
یا کلا اطلا اینترنت نیومدید؟
یا شایدم لپ تاپ من خرابه؟
می تونید انواع یا
یا.........
یا.........
یا.........
های منطقی و غیر منطقی خود را مثال بزنید!
منتظر حظور پر شورتان هستیم
وعده ی ما:
سالن نظرات وبلاگ لحظه های ترش
راستی رمز تست هوش ..... بود (از ....... منظورم جای خالی بود!)
برا هر کی بگه راه حلشو میفرستم(سرکاری نیست!)
به قول گلنار من کلا این علامت تعجب(!) ها رو دوست دارم:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببببببببببببببببببببببببببببببببللللللللللللللللللللللللللللللههههههههههههههههههه
3+2=10
4+8=96
3+4=28
حالا :
7+9=؟
زنگ دوم خانم مهربانی نبود و ما خیلی خوش حال شدیم اما همش این آسانا رئیس بازی در می آورد
زنگ سوم زبان چندش که همش درس و درس و درس اه اه اه اه اه اه
زنگ چهارم یعنی زنگ هنر خانم برجی گفت برید کارگاه من هم نرفتم و اونم نفهمید و من در کلاس ماندم و حال کردم
زنگ پنجم مسابقه نقاشی بود و به همه یک پارچه دادند و همه مان ریختیم رو سر پارچه بدبخت و روژینا نقاشی کشید و من و چندتا از بچه به درست کردن رنگ یاسمنی و قهوه ای پرداختیم وای چه قدر خوشگل شده بود و بردیم تحویل دادیم 
زنگ خرد و من و کیمیا و گلنار و یاسمن آژانس گرفتیم و رفتیم دبیرستان فرزانگان تا اون جا رو ببینیم که البته رفتیم دیدیم نمایشگاه تمام شده و زایه شدیم
اما به اختتامیه رسیدیم روژان و آوا و فاطمه و... نیز آن جا بودند و همه اش مارا مسخره می کردند و می گفتند اولای جوگیر ماهم اصلا به آن ها اهمیت نمی دادیم تازه معلم ریاضی ام که فارغ التحصیل فرزانگان است را نیز در حلقه دیدیم اما پیشش نرفتیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

=
+
یا دیگه حوصله کش دادن ندارم ........................
قطاري به مقصد خدا مي رفت .
لحظه اي در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت:
مقصد ما خداست. کيست که با ما سفر کند؟
کيست که رنج و عشق توامان بخواهد؟
کيست که باور کند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن؟
قرن ها گذشت اما از بي شمار آدميان جز اندکي بر آن قطار سوار نشدند.
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود. در هر ايستگاه که قطار مي ايستاد کسي کم مي شد.
قطار مي گذشت و سبک مي شد. زيرا سبکي قانون راه خداست.
قطاري که به مقصد خدا مي رفت به ايستگاه بهشت رسيد. پيامبر گفت : اينجا بهشت است.
مسافران بهشتي پياده شوند. اما اينجا ايستگاه آخرين نيست.
مسافراني که پياده شدند. بهشتي شدند. امااندکي، باز هم ماندند.
قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت :
درود بر شما ، راز من همين بود.
آن که مرا مي خواهد، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد.
و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري.
پرسید:پدر، مداد چنده؟
گفتم که: فضول ته تغاری
با قیمت اون چکار داری؟
گفت: ای پدر عزیز باحال
امسال دارم می رم تو هف سال
باید ببری منو دبستان
شهریه شو جور کن از الان
یک عالمه اسکن هزاری
بایستی به روی هم بذاری
تا بلکه بشه یه پول هنگفت
یک کیسه بزرگ پول یا مفت
همراه هفش تا سفته و چک
امضای تو پشت و روی هر یک
تازه پدرم کجای کاری؟
باید بکنی منو ناهاری
هر روز برام یه کیک و ساندیس ...
یادت نره پول حق سرویس
روپوش و جوراب و کفش وشلوار
دوتّا کوله پشتی سگگ دار
دفترچه سیمی مرتب
با جوهر و لیقه و مرکب
نقاله و گونیا و پرگار
با پوشه و آبرنگ و خودکار
شاسی و مداد اتود و خط کش
با گرمکن و لباس ورزش
ماژیک و کتاب و جا کتابی
با پنتل سبز و سرخ و آبی
گفتم : دیگه بسه هر چی گفتی
از جا در اومد دلم هلفتی
غیرت بکن و بیا و بگذر
از خیر سواد و علم و دفتر
دنیای به این گل ِ گشادی
اصلن تو چرا پی سوادی؟
با مدرک فوق فوق دیپلم
سر رشته ی زندگی شده گم
با دیپلم صرف خشک و خالی
می خوای چه کنی جناب عالی ؟
فوق متخصصای عالیش
تو کوزه گذوشته مدرک خویش
داییت که مدرکش لیسانسه
راننده ی تاکسی آژانسه
همدوره ی پورفسور حسابی
گارسون شده تو چلو کبابی
اون دکتر حلق و بینی و گوش
دیدی که شده بساز و بفروش؟
اون نابغه ی حساب داری
زیر دست سوپور شهرداری
اون کارشناس پایه ارشد
افتاده تو کار های بدبد
تو کار هنر بزرگ بزرگاش
افتاده تو کار کشت خشخاش
فرضا تو اگه نجیب باشی
بی دوز و کلک ادیب باشی
تازه می شی مثل شخص بنده
هیش کی نمی گه خرت به چنده
دیدی تا حالا به دست شاعر
یه نون بده مفتی مفتی شاطر ؟
دارم پسر گل از تو خواهش
از قید سواد و علم و دانش
بگذر که پشیمونی میاره
چون آخر و عاقبت نداره
اونی که حکیم و با سواده
تا آخر عمر خود پیاده
هر کی که عوام وبی سواده
جاش رو کمر خر مراده
چون میشه رییس تو اداره
هر کی که سواد و خط نداره
یا می شه معاونی مجلل
یا بازرسی طراز اول
یا اون که مدیر کل جایی
با فیس و ادا کنه خدایی
پستی و مقام بالا بالا
از پست شنیده ای تاحالا ؟
از بیخ اگه عوام باشی
با عزت و احترام باشی
صد آدم دکتر و مهندس
هفتاد معلم و مدرس
پنجاه دبیر دوره دیده
چل ادم خبره و رسیده
سی کارشناس سفته و چک
بیست و دو وکیل پایه ی یک
ده عالم سینه چاک پر سوز
قربون تو می ره هی شب و روز
شیر فهم شدی عزیز دلبند ؟
یا باز بگم نصیحت و پند ؟
گفت :ای پدر از خودت شنیدم
فرمود پیمبر رشیدم:
ای مردم مسلم سلحشور
دانش طلبید تا لب گور
گفتم که : رسول پاک دانا
اون وقت که گفت این سخن را
تحصیل علوم مفتکی بود
کی مایه ی سوت و شیشکی بود؟
گفتش که: نمی ره تو کَت من
این حرفای صد تا غاز یک من
گفتم که : اگه تو ته تغاری
اصرار به درس و مشق داری
می خای بری ادیب باشی
با هر چی گدا رقیب باشی
باشه برو بچه جون ، ولیکن
این حرف حسابو بشنو از من
شصت و دو سه سال کن تأمل
تا بگذره یابوی تو از پل
چون پیر شدی و سالخورده
مثل خر مرده شور برده
اون وقت برو کلاس نهضت
خر کیف شو از فیوض فیضت
با دفتر و با کتاب مفتی
والاّ میرسی به اون چه گفتی
بی محنت و رنج و خرج و زحمت
فیلسوف می شی به جون عمّت
کپی شده از روی یک وبلاگ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پگی کوچولو گفت<<امروز نمی توانم به مدرسه بروم سرخک و اوریون گرفتم>>![]()
سرتا پای تنم پر از جوش و زخم و تاول شده،![]()
دهانم خیس است؛گلویم خشک؛وچشم راستم باباغوری شده است![]()
لوزه هایم اندازه دو تا سنگ یک کیلویی شده اند.![]()
تا حالا شانزده آبله مرغان روی تنم شمرده ام.آهان یکی هم این جاست که می شود هفده تا!![]()
پایم از بیخ قطع شده ، چشمهایم آبی شده، گویا تب نوبه هم گرفته ام ![]()
سرفه می کنم،عطسه می کنم،نفس نفس می زنم و چه گلودردی دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
چانه ام را تکان می دهم پشتم درد می گیرد!![]()
نافم یواش یواش تو می رود!![]()
کمرم پیچ برداشته و قوزک پایم در رفته است!![]()
باران که می آید،آپاندیسم درد می گیرد!!![]()
دماغم یخ زده،انگشتان پایم خواب رفته .![]()
گردنم عین چوب خشک شده،صدایم گرفته،به زحمت می توانم حرف بزنم.![]()
زبانم دارد هی گنده تر و گنده تر می شود.![]()
به گمانم کچل هم می شوم!![]()
آرنجم کج شده،ستون فقراتم خم برداشته،تبم به بالای ۱۰۸ درجه رسیده!![]()
مغزم آب رفته،گوشم کر شده،توی گوشم یک سوراخ هم پیدا شده!![]()
ناخن هایم ریش ریش شده،قلبم ...![]()
چی؟چی گفتی؟![]()
![]()
گفتی امروز... تعطیل است؟![]()
![]()
خداحافظ!من رفتم بازی!
شاید واسه ۲/۱ ها تکراری باشه چون زنگ انشا این رو محض نمره گرفتن خوانده ام ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این شعر را خودم سروده ام
مزن بر سر ناتوان دست زور سرش میشکند احمق بی شـعـــور
خداوند گر زحکمت ببندد دری زرحمت ببندد قفل محکــــــمتری
نگاهم با نگاهت کرد برخورد خدا مرگت بده حالم به هم خـــورد
اگر داری تو عقل و دانش و هوش بخر هوندا بزن هندل بپــــر روش
در دریاچه عشقت شنا کردم غورباغه گازم گرفت فرار کــردم
بنی آدم اعضای یکدیـــــــــــــگرند که مثل سگ به هم مـــــــی پرنــد
چو عضوی بدرد آورد روزگار که پنچر شود چرخ آموزگــــــــار
تو کز محنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمـــه شلغمـــــــــــــی
میازار موری که دانه کـــــش است که عمویش هفت تیر کش و چاقو کــــش است
ابرو بادو مه وخورشیدو فلک در کارند بچه ها درس نخوانید که لیسانسه ها بی کارند
«غفاری» رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان شد.
![]() |
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا ،محمد علی غفاری
که پس از رفتن عباس رهی سرپرستی معاونت نوآوری را بر عهده داشت به سازمان
ملی پرورش استعداد های درخشان رفت .
پیش ازاین محمد اعتمادی
مسئولیت سمپاد را بر عهده داشت که نزدیک به دو ماه پیش استعفا و حیدری یکی
از مدیران این سازمان سرپرستی سمپاد را برعهده گرفت .
سازمان ملی
پرورش استعدادهای درخشان در سال ۱۳۶۶ با تشکیل هیأت امنا در غالب کنونی
ادامه فعالیت داد . جواد اژهای از آغاز تا سال ۱۳۸۷، ریاست هیأت امنای
سازمان را برعهده داشت .
(برگرفته از سایت خبر گزاری برنا)
خاطرات من مادربزرگ:
اون زمونا که ما جیم می زدیم...
وقتی جیم می زنید چند کار می توانید بکنید
یا برید بوفه و خوراکی بخوریم
یا بسکتبال بازی کنید
یا برید تو دستشویی تا کسی نبینتتون
یا برید تو غذاخوری و فک بزنید
یا امتحان زنگ بعدرو خر بزنید
.
.
.
.
.
.
در هر صورت اتفاقاتی براتون رخ می ده
یا نمره تون توسط خانم صفری کم میشه
یا هیچ اتفاق بدی براتون رخ نمیده ( اگه برید تو دستشویی )
یا معلم می فهمه و هم خودش و هم خانوم صفری نمره کم می کنند
یا معلم می فهمه و می آید دنبالتون و زایه میشید ( خانم داوودی )
یا خیلی شانس بیارید هیچ اتفاق بدی براتون رخ نمیده ( اگه برید تو دستشویی )
یا .................................................
.
.
.
.
درهر صورت
اخراج میشید
شروعععععععع
در مواقع خشم از معلما:
می توانید او کتک بزنید.
سرش جیغ بکشید.
بخوابید.
با او دعوا کنید .
به درس گوش نکنید.
در دل به او فحش بدهید.
هی سوال بپرسید راجع به ترم دوم.
اگر از راه رفتن در کلاس عصبانی می شود در کلاس روی اعصابش یا روی میزها راه برید.
دست بزنید.
وسط حرفش بپرید
.
.
.
.
.
و
نمره انضباط صفر بگیرید
زنگ اول: (انجمن موسیقی):![]()
روژین:ملیکا نت هاتو تمرین کردی؟ ملیکا:آره تمرین کردم زوژین:؟(پس تو آهنگ اردو رو با مهتا بزن بچه ها هم بخوانند)ملیکا:(من؟ من که آخه خوب بلد نیستم)
روژین:مگه نگفتی تمرین کردی؟؟ خانم علیشاهی: ملیکا بزن فوقش بد می زنی بزن اصلا تا حالا برامون نزدی بزن ببینم چطوری می زنی چند دقیقه بعد: خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ صدای گند زدن ملیکا و از خجالت آب شدنش
زنگ دوم : (والیبال):![]()
زنگ دوم حوصله والیبال نداشتم رفتم انجمن موسیقی برگشتم دیدم معلمم برام غیبت زده وای وای وای دیگه واسم درست نکرد نگو مدرسه زنگ زده به مامانم گفته من تو مدرسه نیستم بیچاره مامانم کلی برام نگران شده بود پیج کردنم رفتم و کلی دعوام کردند بیچاره من !!!! ![]()
بعد معلم والیبالم گفت بچه ها سرده بیاید بریم واستون چایی بخرم رفتیم بوفه و برامون چایی و قند گرفت جای شما خالی خیلی حال داد تو اون سرما چایی داغ (به به) اما کاش اول زنگ حالم رو نگرفته بود
زنگ سوم : (ریاضی خانم پروینی):![]()
![]()
![]()
می خواستیم جیم بزنیم اما نمی گذاشت روژینا اومد گفت برای کارسوق باید کار کنیم اما نذاشت که نذاشت ۱و۴۵ ساعت سر کلاس خانم پروینی فکرش را بکن خوش به حال کیمیا که به خاطر سرویسش ۱۵ دقیقه زودتر می رود و خلاص می شود ولی دیگه چه کار می شود کرد خودمان انتخاب کردیم ولی خدایی بعضی از مسئله هایی که میگه خیلی باحاله ![]()